نتایج جستجو برای عبارت :

پا در امید خیابان میدویم

برهنگی زنان را دیدیم و فریاد کشیدیم
اما پاهای برهنه کودکان را دیدیم و سکوت کردیم
شاید هنوز راه درازی در پیش داریم تا بفهمیم که گناه برهنگان را به پای خودشان مینویسند
اما گناه پاهای برهنه را به پای کی؟
میتونی کمک کن، حتی به 1 نفر...
 
 
هی گنه کردیم و گفتیم خدا می بخشد...عذر آوردیم و گفتیم خدا می بخشد...آخر این بخشش و این عفو و کرامت تا کی...!!!او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی...!!!بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست...آی مردم به خدا روز حسابی هم هست...زندگی
رنگ لب برهنه بی نقص یک زن ، زن دیگری است که از وجود لب دوست دارد. هر کس رنگ لب طبیعی دیگری دارد. آیا مال شما بژ صورتی کمرنگ است؟ قهوه ای عمیق؟ هلو صورتی؟ آیا لبهای شما یک اشاره بنفش در آنها دارد؟
من به سمت گره های گرم گره می خورم - یا با اشاره هلو یا قهوه ای - که در جایی در وسط طیف برهنه قرار می گیرند ، گره می خورم. مداد لب صورتی Subculture MAC تقریباً رنگ لب طبیعی من است.
من همچنین طرفدار MAC Patisserie رژ لب (همچنین یک صورتی گرم) و Hourglass Dreamer Girl Lip Stylo (بیشتر از رنگ
دوربین برهنه کن اندروید, دانلوددوربین برهنه کننده, کد دوربین لخ کن, دانلود دوربین لخ کن رایگان, دانلود نرم افزار دوربین برهنه کننده بدن انسان
آیا نرم افزار نوماو واقعا وجود دارد ؟ , خبر آیا نرم افزار نوماو واقعا
وجود دارد ؟ , ماجرای آیا نرم افزار نوماو واقعا وجود دارد ؟ , جزئیات آیا
نرم افزار نوماو واقعا وجود دارد ؟ , علت آیا نرم افزار نوماو واقعا وجود
دارد ؟ , دلیل آیا نرم افزار نوماو واقعا وجود دارد ؟
ادامه مطلب
برادر و عروس خیلی متفاوتن از همه لحاظ؛ اعتقادی، فرهنگی، مالی، سبک زندگی و ..‌. برادر گرامم پاشو کرده تو ی کفش ک ایشونو میخوام! خانواده مخالفت کردن منم همینطور. خدا ب خیر بگذرونه ته داستانو...
در همین گیر و دار، خودمم به کسی معرفی شدم ولی تو گوشم ی جمله زنگ میزنه نکبت پا برهنه س!!! حالا همش می‌گم این همه گیر میدی ب عروس، الان گیر میدن ب خودت!!! 
باشد ک رستگار شویم... ولی نکبت پا برهنه س و من معتقدم!
دونالدترامپ معتقدبودخدابزرگ وبخشنده هست وهمیشه میگفت خداراباورداردوتدبیری ضدخداندارد.
واقعیت چیزی نبودکه میگفت واقعیت این بودکه سوداودرتن برهنه زنهاودخترهابودیک تصورمستهجن ازخانم هااورابه کاخ پول میرساند.اوبه همین علت مسابقه زیباترین مدل لباس دنیاوزیباترین دختردنیارابوجودمیآورد.همینکه خانم هاحس کنندبدون تن فروشی کارشان نمیچرخدوحس کنندمردی نیست که ازآنهاحمایت کند.دونالدرابه اهدافش نزدیک مینمود.
دراین بین عالمان دینی ومذهبی ضد
دیروز صبح در راه برگشت به خونه توی توقف اضطراری نیایش زدم کنار. جوراب و کفشام رو درآوردم و با پای برهنه روی چمن های خیس راه رفتم. گاه گاهی نشستم و گلهای زرد خودروی داخل چمن هارو نوازش کردم. اون بین قاصدکی دیدم و ذوق کردم. ارتباط مستقیم بدون حد فاصل از زمین حس بسیار دلچسبی بود. چند نفری که با سرعت کمتری از اون مکان عبور میکردن متوجه ی حضور یک زن تنها و کفش به دست با پای برهنه شدن و عکس العملی نشون دادن ولی من  توجهی نکردم و باز قدم زدم. در نهایت کمی
انتخاب سایه مناسب رژ لب برهنه که برای شما مفید است ، نه تنها دشوار است بلکه فوق العاده مهم نیز هست. اگر سایه مناسب رژ لب برهنه را برای تن پوست خود می یابید ، از ویژگی های صورت خود در سطح کاملاً جدید قدردانی خواهید کرد ، زیرا تفاوت لبهای شما کاملاً قابل توجه و خیره کننده خواهد بود. این ترفند یافتن رنگی است که نه خیلی تیره و نه خیلی سبک است ، زیرا خراب کردن یک راه یا راه دیگر می تواند به راحتی مانند یک ظرف غذا داغ به نظر برسد.
 
 
بهترین رژ لب های بر
✍امام علی (ع) فرمودند :
در آخر الزمان که بدترین دوران است ؛ جمعی از زنان پوشیده اند در حالیکه برهنه اند( لباس دارند اما آنقدر نازک و کوتاه است که گویی برهنه اند..)  و از خانه با آرایش بیرون می‌آیند،
اینها از دین خارج شده اند ، و در فتنه ها وارد شده اند و به سوی شهوات میل دارند ..و به سوی لذات خوارکننده شتاب می کنند و حرام ها را حلال می‌دانند و (اگر توبه نکنند ) در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار می‌شوند ..
وسائل‌الشعیه ج۱۴ص۱۹
آن که برهنه چنان ابتدای خودش، تمام قدبا سینه‌ی راستش، کوهستانو سینه‌ی چپش، دشتستانو تهی‌گاهش باغ‌های انگور و کرت‌های زعفرانو شرم‌گاهش سرچشمه‌ی قنات‌هابه پاس مادرش زمینو پدرش آسمانایستاده بود به تماشاباران را چشید با پوستشو آفتاب را نوشید با چشمانشنمناک، خاک را که خویشاوندش بودتنفس کردبارور شد از منظرهو خود دیگر منظره‌ای بود ‌
پ.ن: پاره‌پاره و ناشیانه تصویر شد.
هر حرفه ای سئو موافق است که یک روش سئو کاملاً برهنه یک معامله بن بست است. SEO این ماموریت را سریعتر و آسان تر می کند و وقت گیر و خسته کننده است. تعداد زیادی ابزار جستجوگرها وجود دارد که برای دستیابی به اهداف بهینه سازی وب سایت طراحی شده اند. آنها به شما …The post 6 ابزار رایگان SEO برای تقویت فعالیت SEO خود appeared first on باشگاه مشتریان خبری اینفوجاب.
via باشگاه مشتریان خبری اینفوجاب https://ift.tt/2KRonhb
مشاهده مطلب در کانال
شاعرى نزد سردسته دزدها رفت و اشعاری در ستایش او سرود. او دستور داد تا لباس شاعر را از تنش بیرون آورند و او را برهنه از ده بیرون کنند. بیچاره در سرماى زمستان با بدن برهنه از ده در حال خارج شدن بود که در این میان سگهاى ده به دنبال او مى رفتند. خواست سنگى از زمین بردارد و آنها را از خود دور کند اما آن سنگ بر اثر یخ زدگى از زمین کنده نمى شد. در حالی که از جدا نشدن سنگ عاجز شده بود گفت: این مردم چقدر حرامزاده هستند که سگ را براى آزار مردم رها کرده اند و سن
مهراب برهنه
دانلود آهنگ جدید مهراب به نام برهنه
Download music Mehrab – Berahne
دانلود با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ و لینک مستقیم به همراه متن آهنگ
تنظیم: پوک بند | مدیر برنامه: معراج
قلبی که شکسته را شکسته بند چاره نکرد
دلی که مرده ی لیلی توشه را خون باره نکرد
تو بشو قاضی بی طرف ناموسم که غیرت هیچکی قد من واسه تو پیرهن پاره نکرد
 
ادامه مطلب
چند وقتی بود ک دیگر یک لا لباس نداشت. لباس های فاخر میپوشید. ولی هنوز پا برهنه بود. به حرف دیگران توجهی نداشت ولی دیگرانی وجود نداشتند ک بخواهد مراعات حال کند. کلبه اش پس از طوفان خرابه ای بود و از دشت گلهای زرد کوچ کرده بود به پای کوهی. سنگ بر سنگ و آجر بر آجر ساخته بود و ذکر گفته بود. دیگر نگران فصل ها نبود. نبودِ درویش اتفاق غمگینی نبود و دلش برای تکه هاش بر روی تپه ماه تنگ نمیشد. در کتیبه اش ذکر مینوشت. روز و شب. شب و روز. از احوالات گذشته و اوصاف
سایت سرگرمی چفچفک : مریم معصومی درباره عکس جنجالی اش و حضور یک زن برهنه در آن توضیحاتی را منتشر کرد
عکس جنجالی مریم معصومی
چند روز پیش مریم معصومی بازیگر کشورمان عکسی از خودش را منتشر کرد که حاشیه های زیادی به همراه داشت.
چرا که عده ای معتقد بودند زنی نیمه برهنه در پشت این بازیگر دیده می شود!!
این بازیگر 31 ساله برای اینکه ثابت کند زنی که در عکس حضور داره برهنه نیست, مجبور شد عکس های دیگری را به همراه توضیحات زیر را در صفحه شخصی اش قرار دهد.
مریم
سایت سرگرمی چفچفک : مریم معصومی درباره عکس جنجالی اش و حضور یک زن برهنه در آن توضیحاتی را منتشر کرد
عکس جنجالی مریم معصومی
چند روز پیش مریم معصومی بازیگر کشورمان عکسی از خودش را منتشر کرد که حاشیه های زیادی به همراه داشت.
چرا که عده ای معتقد بودند زنی نیمه برهنه در پشت این بازیگر دیده می شود!!
این بازیگر 31 ساله برای اینکه ثابت کند زنی که در عکس حضور داره برهنه نیست, مجبور شد عکس های دیگری را به همراه توضیحات زیر را در صفحه شخصی اش قرار دهد.
مریم
سه گروه مردم خامی که دست پخت دیگران را  می خورند:
1- کور دوربین
آن یکی بس دوربین و دیده‌کور

از سلیمان کور و ، دیده پای مور
2-تیز گوش ِ ناشنوا مطلق 
و آن دگر بس تیزگوش و سخت کر

گنج و در وی نیست ،یک جو سنگ زر
3- برهنه دامن دراز 
وآن دگر عور و برهنه لاشه‌باز

لیک دامنهای جامهٔ او دراز
حال گفتگوی آنان جالب توجه است وقتی که کور اعلام می کند "از دور گروهی از مردم را می بینم که از فلان قومند و تعدادشان چنان است! ". کر می گوید "بله ! صدای آنان را می شنوم و و آنچ
دونالدترامپ معتقدبودخدابزرگ وبخشنده هست وهمیشه میگفت خداراباورداردوتدبیری ضدخداندارد.
واقعیت چیزی نبودکه میگفت واقعیت این بودکه سوداودرتن برهنه زنهاودخترهابودیک تصورمستهجن ازخانم هااورابه کاخ پول میرساند.اوبه همین علت مسابقه زیباترین مدل لباس دنیاوزیباترین دختردنیارابوجودمیآورد.همینکه خانم هاحس کنندبدون تن فروشی کارشان نمیچرخدوحس کنندمردی نیست که ازآنهاحمایت کند.دونالدرابه اهدافش نزدیک مینمود.
دراین بین عالمان دینی ومذهبی ضد
برهنه بودن خانواده می تواند به دلیل ارزش های فرهنگی یک موضوع منحرف کننده ای باشد، ولی برهنه بودن اعضای خانواده در کنار یکدیگر یک مورد کامل عادی و صحیحی می باشد.در واقع در نظر گرفتن برهنگی به عنوان یک حالت طبیعی و نرمال می تواند به کودکان شما کمک کند تا یک تصویر بدنی سالمی را به دست بیاورند و زمانی که به سن رشد می رسند، قرار ملاقات های (عشقی) سالمتری داشته باشند.با این وجود، تمرین برهنه بودن در خانواده به صورت ایمن اهمیت زیادی دارد. شما می توان
راز و نیاز حضرت ایوب(ع)
در بـرابر این حوادث رنج آور حضرت ایوب(ع) سر بر سجده نهاد. چنین با خدا راز و نیاز کرد: ... پـروردگارا، تو به من نـعمت دادی، از من بـاز پس گرفتی، ای آفریننده ی شب و روز، برهنه به دنیا آمدم، برهنه به سوی تو می آیم، بـنا بر این هر چه برای من بخواهی، خشنودم.
پس از آن همه گرفتاری، حضرت ایوب(ع) این بـار به پـا درد شدیدی مبتلا شد. ساق پایش زخم گردید. دیگر قدرت حرکت نـداشت. 17سال با ایـن وضع گذراند، ولـی هم چنان مثل کوهی استوار، به شکر گذ
بالاخره دیروز ملاقاتش کردم. دلم برایش تنگ شده بود. هوا گرم بود و درون لباس‌هایش راحت نبود. گفتم که سر راه برویم منزلشان تا لباس‌هایش را عوض کند. دم در خیلی اتفاقی تصمیم گرفتیم که به جای قدم زدن، داخل خانه وقت بگذرانیم. دعوتش حس خوبی داشت. می‌دانستم که این وقت گذراندن قرار نیست به تخت ختم شود. آقای رنگین‌کمانی به همجنس‌های خودش علاقه دارد. کمی سردرد داشتم و بابت مسکن گیج بودم. ولی مثل همیشه خوش گذشت. با آقای رنگین‌کمانی همیشه خوش می‌گذرد. عا
«گفت مغولان‏ که اوّل درین ولایت آمدند عور و برهنه بودند، مرکب ایشان گاو بود و سلاح‏هاشان چوبین بود؛ این زمان محتشم و سیر گشته‏اند و اسبان تازى هرچه بهتر و سلاح‏هاى خوب پیش ایشان است. فرمود که آن وقت که دل شکسته و ضعیف بودند و قوّتى نداشتند خدا ایشان را یارى داد و نیاز ایشان را قبول کرد. درین زمان که چنین محتشم و قوى شدند حق تعالى با ضعف خلق، ایشان را هلاک کند تا بدانند که آن عنایت حق بود و یارى حق بود که ایشان عالم را گرفتند، نه به زور و قوت بو
 
نویسنده : اشکان ارشادی 
امروز وقتیکه بچه خواهرم پرسید : دایی اک! برهنه یعنی چه؟ 
گفتم ، عزیز دلم! برهنه یعنی عریان. 
پرسید ، عریان یعنی چه؟ 
گفتم : یعنی عور و ناپوش. 
گفت : چی چی ؟ 
ذهنم یاد خیلی حرفها افتاد و گفتم : یعنی لخت. بی لباس ، بدون پوشش. لختگی پُختی. 
یاد این افتادم که همه گویند : گُفتت را ندانیم ، لسان تورا به فهمیدن! صعب بُود. 
و اینکه کسی طالب نوشته و تحقیق اینجانب نیست. بقول یکی از بچه‌ها..... 
و بقول دیگری...... 
دیروز همین دوباره تکرار ش
دایی بلند شد که بره. گفت من میرم ماشین رو روشن کن شما هم خودتون رو برسونید. ما هم که داشتیم بدرقه‌اش می‌کردیم تا سرِ کوچه بُن بستمون باهاش رفتیم، زمستون بود و آسفالت هم سرد. دایی دورِ گردنش شالگردنِ کاموایی پیچیده بود و توی دستش هم دونه‌های تسبیح رو لمس میکرد.
همین طور که داشتیم تا سرِ کوچه قدم می‌زدیم یک دفعه صدای جیغ و فریاد بود که از یکی از خونه‌ها میومد. اول فکر کردم دعوای خونوادگی شده، یک آقایی پا برهنه با زیرپوش آستین کوتاهِ سفید و پا
موجا جلو میان. از اون دور دورا، مثل یه دوماد با وقار. سرسنگین، با یه شاخه گل سرخ توی جیب جلوی کت‌شون. ولی دو قدم مونده به وصال، دو قدم مونده به ساحل، صبرشون سرریز میشه و دهن‌شون کف می کنه، فریاد می‌کشن و سرشون رو می‌کوبن به سنگا، سرشون رو می‌کوبن به ساق پای برهنه من، وسط آب.
The beach is a place where a man can feel,
he's only soul in the world that's real.
چه نسیم زیبایی از دریا میاد. دلم هوای سیگار کشیدن کرد..
و من یگانه روح واقعی این ساحلم.
پیرمردی هر روز توی محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد.
روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش.
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان.
پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم.
"دوست خدا بودن سخت نیست..."
شما اما اگر توانستید ببوسید تمام گونه‌های از گریه خیس شده را؛ به‌خصوص اگر هوا سرد و تاریک بود و برف می‌بارید. ببوسید تمام چشمان از انتظار کم‌نور شده را. تمام لب‌های مشکوک به بوسه را. تمام دست‌های پاک آلوده شده به تن یار را. تمام قلم‌های از معشوق نوشته را. تمام چین‌های افتاده از انتظار بر پیشانی‌ها را. من نتوانستم اما اگر شما توانستید ببوسید تمام زخم‌های عاشقان را؛ که از بوسیدنی‌تر در جهانمان وجود ندارد...
دانلود نرم افزار جدید دوربین برهنه و لخت کننده بدن انسان, برنامه nomao camera, آموزش نصب دوربین لخت کن, دانلود دوربین برهنه بدن انسان
اخیرا در بعضی از وب سایت ها، وبلاگ ها،کانال ها و گروه های تلگرامی برخی افراد اقدام به فروش برنامه ای به نام دوربین لخت کننده با نام انگلیسی nomao camera کرده اند و حتی برای اثبات کارکرد نرم افزار فیلم ها و عکس هایی رو قرار داده اند که هر آدمی رو به خرید این برنامه وسوسه می کند.
اما آیا همچین برنامه ای وجود دارد؟ اگر چنی
 سالهاست در معنی انتظار مانده ام . نمیدانم شما منتظر هستید یا من ! 
من ابرها را خیره به جایی دیدم که روزی آخرین قطره‌ی باران از آنجا عبور کرده بود و باران را ؛ هنگامی که با پای برهنه در جست و جوی ابرها آسمان را می گشت...
من ماه را وقتی دیدم که در انتظار شب ، بر پنهای صورت اشک می ریخت و شب ، هر روز نشانی ماه را از پرندگان می خواست..
ادامه مطلب
متاسفانه ۱۸ سالگی خیلی "مضخرفی" داشتم و اصلا دوست ندارم راجبش حرف بزنم. دو ماه پیش هم نوزده شدم
تنها چیزی که یادم می آید این بود که یک روز کامل را به خودم اختصاص دادم و منفردانه برای خودم پاستیل و شکلات خریدم و در خیابان در حال خوردن قدم زدم . یک عدد مجسمه بدنسازی به قیمت ۱۰۰ خریدم‌. هرچند اصلا خوشگل به نظر نمی آمد چون یک مرد نیمه برهنه بود .ولی  مجبور بودم عقده های چندین ساله ام را که از پشت ویترین های مغازه   درباره وسایلشان خیالپردازی میکردم
امام صادق ع فرمود فاطمه بنت اسد مادر امیرلمومنین  نخسنتین  زنی بود که پیادهاز مکه بمدینه بسوی پبغمبرص مهاجرت و از همه مرد،م نسبت. بپغمبرص مهربانتر بود. ازپیغمبرشنبد که مبفرمود مردم  روز قیامت برهنه مادر زاد. محشو ر شوند پس گفتوای از ابن ریوایی پیغمبر ص باو فرمودمن از خدا مبخاهمکه ترابا لباس محشو ر کند و نیراز انحضرت شنیدکه فشارقب رایاد اود می شدفاطمه. گعت. وای. از ناتوانی پیغمبر ص باو فرمود من از خدا می خواهم که تورادر انجا. اسوده دار 
ارغوان چارقدش رو سرش کرد، بلند شد سرش رو از میون پنجره نیمه باز برد بیرون، نیم تنه برهنه شو کش داد و تا کمر از پنجره آویزون شد و دست دراز کرد تا تنها اناری که تو بالاترین شاخه درخت مونده بود رو بچینه، نوک انگشتاش رسید به انار، ارغوان نگاهش به آسمون بود و میشنید که  پرنده ها بهش میگفتن میرن که تو پرو بمیرن، انار روی زمین افتاد و ترک خورد و رنگ قرمزش سنگ فرش رو پوشوند، چارقد ارغوان روی شاخه موند و ارغوان همراه پرنده ها می رفت که تو پرو بمیره.
 
 
حضرت محمد (صل الله علیه و آله) فرموده اند : زنانی که در عین پوشیدگی برهنه اند؛ کجراهه می روند و دیگران را نیز به انحراف می کشانند؛ سرهایشان همچون کوهان شتر فرو هشته است، اینان به بهشت نمی روند و حتی بوی آن را نیز استشمام نخواهند کرد.  (میزان الحکمه ، ج2 ، ص 994)
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید : در آخر الزمان، که از بدترین زمان ها است، زنانی هستند که در حالی که پوشش دارند ولی برهنه اند. (لباس نازک و بدن نما می پوشند) و با خودآرایی از خانه بیرون می
 
 
 
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند
مقررات لوگو و نام تیم‌ها
اگرچه اعتقاد داریم لوگوهایی که دارای پیوند معنایی با تیم‌ها هستند، مناسب‌ترین نوع لوگو به‌شمار می‌روند، با این حال دیدگاه نسبتاً آزادی نسبت به نام و لوگوهایی که برای باشگاه خود انتخاب می‌کنید، داریم. اما به منظور جلوگیری از سوء استفاده‌ی برخی کاربران از این آزادی در زمینه‌های خلاف (به‌صورت عمد یا غیرعمد) و برای جلوگیری از تبعیض؛ همین‌طور به‌منظور دفاع از حقوق بانوان، خانواده‌ها، والدین و مردم ملل و مذاهب
دونالدترامپ معتقدبودخدابزرگ وبخشنده هست وهمیشه میگفت خداراباورداردوتدبیری ضدخداندارد.
واقعیت چیزی نبودکه میگفت واقعیت این بودکه سوداودرتن برهنه زنهاودخترهابودیک تصورمستهجن ازخانم هااورابه کاخ پول میرساند.اوبه همین علت مسابقه زیباترین مدل لباس دنیاوزیباترین دختردنیارابوجودمیآورد.همینکه خانم هاحس کنندبدون تن فروشی کارشان نمیچرخدوحس کنندمردی نیست که ازآنهاحمایت کند.دونالدرابه اهدافش نزدیک مینمود.
دراین بین عالمان دینی ومذهبی ضد
ای خدای خوبی ها...
بیا نزدیکتر، آنچنان که از رگ گردنم هم به من نزدیک تر باشی... بیا که غم دلم را به تو بگویم. بیا که بگویم چقدر از دوری ات ناله میکنم؟
خدایا، خوش داری ضجه زدن مرا نگاه کنی؟
خدایا، خوش داری در نیمه های شب، با پای برهنه و چشم های خواب آلود به دیدارت بیایم و جسم نیمه جانم همچنان بعد از این توهم در خودش بتپد؟
خدایا، خوش داری؟
مثل آقاجون که یک کشیده محکم میزد به آدم، بعد هم چنان محکم بغل میکرد آدمو که انگار صدای هق هق عمیقش از تو سینه من د
دانشمندان ژاپنی روشی کارآمد برای تولید موفقیت آمیز رشد مو در موش های برهنه ایجاد کرده اند. روش جدید قابل افزایش است و بنابراین پتانسیل بسیار خوبی برای کاربردهای بالینی در درمان احیا کننده موهای انسان نشان می دهد.

ادامه مطلب
_دخترک عقلش را از دست داده! صبح بیدار شدم می‌بینم یک کپه بزرگ برف توی حیاط جمع شده. می‌روم ببینم چیست، می‌بینم این سبک‌مغز است که زیر برف دفن شده. بله، همین. شب صبر کرده من بخوابم و رفته با یک لا لباس و پای برهنه نشسته وسط حیاط؛ می‌گویم آخر این چه حماقتی بود که کردی؟ سنکوب می‌کنی می‌میری بدبخت! لبخند می‌زند. بله، همین ایشان. سینه‌پهلو کرده بود، هذیان می‌گفت. لبخند می‌زند و می‌گوید می‌خواستم پابرهنه بروم روی برف ببینم چه‌طور است. بعدش هم
نوزاد را روی شکم برهنه ی مادرش گذاشتم.پارگی زایمانی را دوختم،حین درآوردن پیشبند و دستکش و آستین و عینک و ماسک و چکمه های زایمان از بین اسم های مدّنظر مادر "اهورا" را انتخاب کردم.به خواهر زائو تبریک گفتم و "خسته نباشید خانم دکتر"ش را به دل خوش شنیدم و از اتاق زایمان شماره ی شش خارج شدم.
اگر یک نفر دوسال قبل که استاجر زنان بودم،یا اصلا همین دو ماه قبل که قرار بود اینترن زنان شوم این سناریوی بالا را تعریف میکرد از ته دل میخندیدم...اما این اتفاق در و
درتقابل نظامی دنیامعاهدات نقش بزرگی داشتندنمونه بارزآن برجام بود.برجام معاهده ای بودکه درشورای امنیت وتونشده بود.بلکه توسط رئیس جمهورایالات متحده وتوشده بود.
ایرانیان به خوبی معنی زمان ورسانه رامیدانستند.هرچه زمان بیشتری ازبرجام ونقض عهدنامه میگذشت خلیج برجام متشنج ترمیشدیک سفره پرازماهی برای دونالدترامپ یک سفره پرازجنس مونث برهنه بود.
شرکت های مختلف درقبال نبوددادوستدبایک کشورزیان ده میشدندوبشکل کامل موجی ازبیکاری بوجودمیامد.
در
هرچیزی اما ذره‌ای از وزنش را بر روی شانه‌هایت باقی می‌گذارد و شانه هم مثل چشم عادت می‌کند. با این همه خاطره و انسان و حادثه اما چرا هنوز هم چون غباری سبک در دستان باد به هر سو کشیده می شویم و از طوفان‌ها می‌هراسیم. چه می‌خواستی از این زندگی؟ رسالت‌ات چه بود؟ شبی برهنه آغوش برهنه‌اش را زیستن یا شنیدن ناله‌های شهوتناک‌اش در لحظه‌ی ایستادن زمان و یا حتی رسیدن به سینه‌اش و سر غلطیده در میان پستان‌هایش سبی سیر گریستن و همان دم مردن؟ آه تصد
 
 
 
ویژگی های نوجوان سالم:بسیاری از نوجوانان، تضادها و دگرگونی‌های زیادی در این مدت تجربه می‌کنند اما نباید از راه اصلی خود، دور شوند و نباید تغییرات مانع هدف اصلی او شود. نوجوانی که به او نوجوان سالم می‌گویند، پیش از هر عملی خوب فکر می‌کند و در انجام آن کار تنها از احساساتش پیروی نمی‌کند، یعنی عقل خود را فدای احساسش نمی‌کند.ویژگی‌ها و صفات "نوجوان‌ سالم" چیست1. ایمان و اعتقاد به خدا:نوجوان سالم هیچگاه نباید ایمان و اعتقاد به خدا را ا
از چشم که افتاده ای 
خیس و خسته چنان کهچتر اینگونه بیتابی میکندشومینه از پس سرما بر نمی آید تا دل آتش جلو رفته  با جراتی تمام خودسوزی میکند  اشک از من روی می تابد واز نگاهم خودداری میکند. 
به پای که مانده ای سرد و بیدار چنان کهشب احساس بیهودگی میکند یلدا پی در پی پرستار خماری های پنجرهبا انتحار مضمونش تب را خوب تاب میکند بر برهنه گی اندام افکارم رخوتی سخت باز فرود می آیدغم جوانه میزندزخم می زایدشعر عفونت میکند.
ادامه مطلب
گناه
گفتمش:یقه باز کن به پنجره چشمانمبگذار سخن بگوید آسمان نگاهم با نگاهتبگذار بچینید دستانمشرمی از باغ های بلوغ عشق را.
بهار آمده!به باد سپرده باغ شکوفه هایش راجامه تن را داده به آفتابصدای تندر از دورها می داد خبر از بارانی سختبرای میوه شدنباید برهنه می شد باغ!
دلم گرفته است/گفتمش زیر باران،گفت:برهنگی گناه است!
 
 
گفتمش:برهنگی جز در زیر باران گناه است!
#اشعار ۹۹ #اشعار_فروردین۹۹ #حجت_فرهنگدوست
چیزی که بر من روشن است این است که تو مرا نمی‌خواهی. به همین صراحت. خواستن به شیوه‌ی خود، سراسر خود خواهی است که حوصله‌ی مرا سر می‌برد. خواستن اگر به طریقه‌ی خون و استخوان نباشد، اگر به شکستن استخوان و مباح کردن خون نباشد، تنها ملال انگیز است. خواستن تو، که البته چندی ست بر اثر رنجت به نخواستن بدل شده، که از سر فرصت و فراغت و اماها و اگرها ست چنگی به دل من نمی‌زند. 
من ایستادم که بار دیگر تو را بخواهم. صریح و برهنه مقابل تو ایستادم و چشمانم را
و دنیا پر از سایه است....میلیاردها سایه...چوپانی سرگردان ام.... و شاید بادیه نشینی پا برهنه...سایه ها حمله میزنن.... خیمه زده اند بر موژه هایم....نفس سخت می شود.... تند...تند.....کند.....عطری می پیچد....دست میکشم.... به دیواره ی سایه ها.... کورمال و پابرهنه پا....چشم میگردانم... آن دور.... نوری......نور...گله ی گوسفندهایم...پابرهنه پاهایم....سرعت میگرم... خیمه سنگین تر می شود ..... موسی سمتی دیگر با نور درخت اش ایستاده.....میگذرم....باران گرفته... عطر ات در باران ..... بوی جنگل گ
خداوند فطرت انسان را بر اساس نیاز به پوشش آفرید و آن را جزء غریزه او قرار داد. وقتی آدم و حوا فریب شیطان را خوردند و از درخت ممنوعه تناول نمودند، اولین و مهم‌ترین تنبیه آنان این بود که لباسشان از تنشان فروریخت و برهنه شدند و عورتشان آشکار شد، لذا بر اساس فطرت […]
نوشته حجاب از فطرت انسان سرچشمه گرفته است اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
من مکیده ام ز قلب او ، هزار آرزوی او
شعری از رضا براهنی
به جز دو دست من، دو چشم من، لبان منبه جز دو دست او، دو چشم او، لبان اوکس از کسان شهر را خبر نشدکه من مکیده ام ز قلب او، هزار آرزوی اوکس از کسان شهر را خبر نشدکه این درخت خشک رامن آفریده امکس از کسان شهر را خبر نشدکه آبشار شیشه ها فرو شکست و ریختو یک زن از خرابه های قلب من رمیدو مردی از خرابه های قلب او گریختبه جز دو قلب ما، درون خانه ای ز خانه های شهر،کس از کسان شهر را خبر نشدکه کشتن است عشق، عش
#شیر:
شیر می باید بود
در این جنگل
گربه ی دست آموز است
شیرِ در سیرک

#پیله:
پیله کرده ام
به دیدارت
زودتر به مقصد می رسند
پروانه هایی
که پیله می کنند

#دریا:
در نگاه ام دریا
آغوش تو است
و موجهایش، موهایت
که من
دل به دریای تنت زده ام.

#شب:
و من هر شب 
در اضطراب کودک درونم 
پاهای تاول زده ای را می بینم  
از دختران قبیله ام
که برهنه می رقصند
در سکوت غمگین شب

#بی خیال:
بی خیال
این دل
بی خیالِ تو نمی شود

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپکوس
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. 
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. 
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش
✳️ روزی که رضاشاه آرزوی مرگ کرد!
سر شام رفتم. صحبت‌های مختلف شد، ولی دو قسمت بسیار مهم پیش آمد. یکی صحبت ۱۷ دی[۱۳۱۴] و آزادی بانوان که علیاحضرت ملکه پهلوی تعریف کردند روزی که رضاشاه مرا [به همراه شمس و اشرف پهلوی] از اندرون برداشتند و بدون حجاب با خود به دانشسرای عالی بردند، در بین راه در اتومبیل به من گفتند: من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می‌دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم، ولی چه کنم کاری است که برای کشور لازم است و گرنه ما را وحشی
آموزش مکالمه با سریال فرندز – اسباب کشی مرد زشت برهنه
مکالمه و اسپیکینگ انگلیسی را با این بخش از سریال فرندز ، تقویت کنید (بهترین روش برای یادگیری لغات و عبارات انگلیسی)
در
فصل های یک تا پنج سریال فرندز، شخصی در همسایگی مونیکا زندگی می کرد به
نام Ugly na*ked guy یا مرد زشت برهنه که بعضی مواقع سوژه می شد.
در
این فیلم جدا شده، می بینیم که او در حال اسباب کشی است و راس Ross ،
برادر مونیکا، به فکر اجاره کردن آن آپارتمان. (در همین یک دقیقه می توانید
با سیست
ﺩﺧﺘـــﺮ ﺭﺍ ﺑـﺎ ﺩﺭﻭﻏــﻬـﺎﺕ ﻓــﺮـﺐ ﺩﺍﺩﻗــﺒـﻞ ﺍﺯ ﺍـﻨــﻪ ﺑـــــ ـــﻘـﺪﺭ ﺍﺣـــﻤـﻖ ﺑـــﻮﺩﺯﻳـــﺮ ﻟــﺐ ﺑــﻪ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺑــــﻮ ـــﻘـﺪﺭ ﻣــﻦ ﺁﺷــﻐــﺎﻟــﻢ ...!!!* * *زن قداســـــــــــــت است…برای با او بودن باید مـــرد بود…نه نــــــر….!* * *عـزیـــــــــــزم واسـه کســی دوروئـی کنکـه حـوصـــــــــــله هــمـون یه روتَــــــــــــــــمداشــتــــــــه بـاشـــــــــــــه ...* * *ﻣﻄﻤﺌـــِﻦ ﺑﺎﺵ عزیزمﺁﺩﻣـــ ﻪ
الا ای جان بی‌بنیان شب‌خیزبیا زین راه سرد وحشت‌انگیز اگر مرد رهی با من یکی باشکه می‌سوزاندت این آتش تیز اگر از بند عقل و وهم رستیچو مُردی هم به راه خانه‌ای نیز خرابات است این، مرگ است هر دمجهان را وارهان، با خویش بستیز تو را دیشب به جان سرخ دیدمبسوزان جامه‌ها، از خویش برخیز میان روح‌ها آخر چه باشدرفاقت‌های خرد و خشک و ناچیز به خود بشکن همه بت‌های هستیسپس باز آ برهنه، خسته و ریز  سخن‌های دل از پیمانه گفتیز بزم عاشقان حلمی مپرهیز
دریا               سه شنبه،۳۰ آبان ۵۱
سکوت شامگاهی را برگ های زرد و نیمه مرده پاییز درهم می شکست. تاریکی چنان آرام بر همه جا سایه گسترده بود که وجودش را احساس نکرده بودم. تنها. 
تنها و بی همراه و فراموش شده با پاهای برهنه برروی ماسه های نرم ساحلی گام بر می داشتم‌. مد سبب بالا آمدن آب دریا شده بود. ماه که گویی:
می خواست پنهان از چشم جهانیان خود را شست و شو دهد. در عرصه آسمان می درخشید. آب دریا در اثر نسیم ملایمی که می وزید،
ادامه مطلب
به نام خدای مهدی عج


عکس: حدیث سرهایی مانند کوهان شتر و زنان آخرالزمان ...
1.رسول اکرم سلام الله:در آخر الزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که پوششدارند اما برهنه اند و بر سرهایشان بر آمدگی مانند کوهان شترخراسانی وجود دارد!!! پس آنان را لعنت کنید که ملعونند.«صحیح مسلم /ج6/ص168»2.رسول خدا - صلّی الله علیه و آله : زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست.«کنز
۲۷۱۴ - «اسدالله علم» معتمد «محمدرضا پهلوی» در خاطرات می‌نویسد: "سر شام رفتم. صحبتهای مختلف شد، ولی دو قسمت بسیار مهم پیش آمد. یکی صحبت ۱۷ دی (۱۳۱۴) و آزادی بانوان که علیاحضرت ملکه پهلوی تعریف کردند روزی که رضاشاه مرا از اندرون برداشتند و بدون حجاب با خود به دانشسرای عالی بردند، در بین راه در اتومبیل به من گفتند «من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می‌دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم، ولی چه کنم کاری است که برای کشور لازم است و گرنه (غربی‌
درتقابل نظامی دنیامعاهدات نقش بزرگی داشتندنمونه بارزآن برجام بود.برجام معاهده ای بودکه درشورای امنیت وتونشده بود.بلکه توسط رئیس جمهورایالات متحده وتوشده بود.
ایرانیان به خوبی معنی زمان ورسانه رامیدانستند.هرچه زمان بیشتری ازبرجام ونقض عهدنامه میگذشت خلیج برجام متشنج ترمیشدیک سفره پرازماهی برای دونالدترامپ یک سفره پرازجنس مونث برهنه بود.
شرکت های مختلف درقبال نبوددادوستدبایک کشورزیان ده میشدندوبشکل کامل موجی ازبیکاری بوجودمیامد.
در
    اون قسمت پام که قبل از عید رو بریدم، هنوز کامل خوب نشده، پوستش هنوز مو نداره، صاف نشده و مهم تر از همه اینا، هیچ حسی هم نداره، شده یه شکاف با شخصیت مستقل خودش.
    اون قسمت از قلبم هم که دست خاطرات بچه ها بود با نسبت کمی که در من داشت هم شده مثل پوست پام، شکسته شکسته، بی حس، کاری که این دوستان با هم کردن هم مارو زارتی انداخته بین این شکاف، رو به پایین تا مرکز بی گرانش در کران افق خاطرات به جامونده از نسخه قبل شاخ شدن اونها!
    سقوطی که تنها کار
حالا اینجوریه دیگه. آدم یه روزی خوشحاله یه روزی تلخه. یه ساعتی میرقصه یه ساعتی گریه میکنه. یه لحظه هایی عاشقه یه لحظه هایی دلتنگه. یه وقتایی امیدواره و میدوئه و یه وقتایی ناامیده و نا نداره حرکت کنه حتی. آدم مگه دوساعت غذا درست نمیکنه واسه یه ربع لذتِ خوردن؟ آدم اصلا از سختیه که دوس داره ادامه بده. واسه اینکه یه ساحلی هست که بگی هی اونجا رو، ارزششو داره ادامه بدی.که دیدنت شبیهِ امنیتِ ساحلیه که آدم مطمئنه به ارزیدنِ ادامه دادن.
#نازنین_هاتفی
.
.
متنی در شبکه های اجتماعی دیدم، اجمالا توضیحش رو می نویسم و متن اصلی و عکس در ادامه مطلب هست
ماشین این خانم که از اهالی بصره است دچار حادثه شد و توی آتیش می سوخت. از ماشین پیاده شد اما به علت سوخته شدن لباسش و اینکه دید چیزی برای پوشاندن خود ندارد دوباره به ماشین برگشت در حالی که ماشین همچنان در آتش می سوخت، برای حفظ محجوبیت و نجابتش؛ چرا که نگران بود کسی او را در آن وضعیت ببیند، فردی گفت با آتش خود را پوشاند.
در ماشین ماند تا آنکه خود و ماشینش سو
کاخ سفیدبیشترثروت خودرامدیون زیبارویان بی وفابود.زیبارویان بابت خدمات جنسی ثروت ونقدینگی خلق مینمودند.این ثروت دربانک وزمین وصنعت بیمه ومستغلات وجاهای دیگرمیخوابیدومانندگندم زاری بزرگ میشد.البته گندم زاری که هیچ وقت خمسش پرداخت نگرددمستعدبلاهای مختلف میشود.فرض کنیدتمام زیبارویان درایالات متحده گردهم آیندوثروتی بزرگ برای کاخ سفیدبه ارمغان آورند.ازطریق مختلف این ثروت کسب میشود.هرفردی هم جهت تبلیغ اززیبارویان استفاده کند.مثال قوم ل
حدود هزار سال پیش«لیدی گودیواا»همسر یکی از بزرگان انگلیس،در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند.همسر او که سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت: اگر یک روز،برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیاتها را کاهش خواهم داد.گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت. درشهر گفتند:گودیوا درحمایت
سلاموقتی آن شب درمانده بیرون آمدم به جزء ماه و ستارگان هیچ کس را در آنجا ندیدم، شاهد من تیر چراغ برق و سوسک سیاه شب گرد بود. از بچگی به من گفته بودند که این سوسک ها کور هستند. همیشه دلم به حالشان می سوخت همانگونه که دلم به حال خودم می سوزد. مثل هر زمانی که پر می شوم از اتفاق ها و از همه چراها، مثل هر وقتی که خالی نمی شوم از این گلایه ها. تو خوب می دانی مغرور نیستم ولی غرور دارم؛ هر بار که آمدم تو را ندیدم، اصلاً هیچ دخلی به چشم های ضعیف و آستیگمات ند
آیا تا به حال کسی را دیده اید که از افراد بدکاره و فاحشه گان روسپی ، و صنف هنرمندان و آواز خوانان و موسیقی دانان و زنان برهنه رقاصه در محافل عمومی مختاط ، که برای هرکدام بابی از فقه و جزاء توسط فقهاء به آنها اختصاص یافته است و شما آنها را بدکار و واجب القتل می دانید ، و‌ نیز معتادان که شما آنها را ...
ادامه مطلب
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش در
بانو گودیوا کاونتری همسر حاکم انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی را که باعث بدبختی مردم شده بود، مشاهده کرد، اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات را کم کند، ولی شوهرش از این کار سرباز می‌زد. بالاخره شوهرش یک شرط گذاشت، گفت: اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی، من مالیات را کم می کنم. گودیوا قبول می‌کند. خبرش در شهر می‌پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه‌ پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه‌اش بود، در شهر چرخید، ولی
متأسفانه من سواد روایت ندارم که آن‌چه که رفت را جوری برایتان توضیح دهم که حس کنید با ما بودید. با من و پدرم. رفته بودیم کوه و آبی از بالای کوه سراریز می‌شد پایین و آبشاری بالای کوه بود و خودمان بودیم و خودمان. من تنها، خودم و خودم بدون موبایل، بدون این‌که عکسی بگیرم یا فیلمی یا استوری ای یا پست اینستاگرامی یا هرچی. با روسری سبز و سارافون زرشکی و شلوار جینی که از فرط لاغری بعد از افسردگی برایم گشاد شده بود. می‌رفتیم بالا و بالاتر و پدرم مدام می
انگاه عصای پیکان داری بدست گرفت وبیرون امد ما در جلوش بودیم واوپا برهنه وپیراهن خود را هم تا نصف ساق بکمرزده بود و لباسهای دیگرش را بکمر زده بود چون حرکت کرد ماهم پیشاپیش حرکت کردیم یسر بسوی اسمان بلند  کرد وچهار تکبیر گفت که ماپنداشتم اسمان و دیوارها با ام  هم اواز بودند سرداران ومردم اماده و سلاح پوشیده و بهترین زینت را نموده دم درایستاده بودند چون ما ان صورت و هیبت بر انها در امدیم سپس امام رضا ع در امد ونزد در ایستاد و فرمود  الله اکبر   
حکما مثلى زده‌اند، حال دنیا و آخرت را گفته‌اند: مملکتى بود که چون سر سال شدى پادشاه کهنه را بکشتى نشاندندى و به ساحلى بى‌آب و گیاه بردندى و برهنه آنجا سر دادندى و خود بازگشتندى و صباح بر در دروازه شهر منتظر نشستندى، اول کسى از غریبان که آمدى او را بر خود پادشاه کردندى و او عادت ایشان ندانستى، باز چون سر سال شدى با او همان کردندى که با پادشاه اول، همیشه عادت ایشان این بودى! یک نوبت مردى غریب صباح سر سال اتفاقا به آن شهر رسید، جماعتى را دید که م
ارضا می‌شدی و به ارضا می‌رساندی‌ام. لب‌هایم در طواف بوسه به دور پاهایت، آن پاهای سفیدت. لب‌هایت که بوسیدن نمی‌دانستند اما به هنگام بوسیدن به الهه‌ی بوسه می‌ماندند. آبشار موهای سیاهت که روان می‌شدند بر روی کپل‌هایت و منی که جز سجده در برابر زانویت چه کاری می‌توانستم کرد؟ ناله‌های شهوتناک آمیخته به درد تو که فضای اتاق را پر می‌کرد و انگار، تمام اجزا و اشیای اتاق در مشاهده‌ی تو و تنها منی که توانایی لمس تو را داشتم. دستانم، آلوده‌ی خی
..

بحث پوشش را از دو منظر میتوان بررسی کرد. یک نگاه دینی و دیگری نگاه
غیر دینی.

حال هر کدام که به ذائقه شما خوش می آید را دنبال کنید.
 
از منظر غیر دینی اگر بخواهیم نگاه کنیم دلایلی وجود دارد. در ابتدای
بحث پوشش متفکران یا غیرمتفکران سوالی را مطرح میکنند آیا انسان همانگونه که زاده
شده باید باشد یا امکان تغییر وجود دارد و حسن زندگی آدم به کسب قابلیت ها در
زندگی است؟
برای مثال در بحث پوشش عده ایی میگویند که انسان چون برهنه زاده شده
باید برهنه هم ب
مغولان چون شهر خوارزم را بگرفتند و خلق را از شهر به صحرا آوردند، چنگیزخان فرمان داد، تا زنان را از مردان جدا کنند، و آنچه از عورات(زنان) ایشان را در نظر آمد نگاه داشتند و باقى را گفتند، تا دو فوج شوند و همه را برهنه کردند، و گرداگرد ایشان ترکان مغول شمشیرها برکشیدند .
چنگیز بفرمود : هر دو فریق را که در شهر شما جنگ مشت نیکو کنند، فرمان چنان است که از هر دو طرف عورات (زنان) جنگ مشت کنند، آن عورات مسلمانان با چنان فضیحتى مشت درهم می گردانیدند، یک پا
دیشب با دوستم رضا رفتیم بیرون که هم شامی خورده باشیم و هم دوری زده باشیم ؛ اما وقتی برگشتیم به انبار من موندم و کلی فکر و دغدغه که فقط از خدا خواستم کمک کنه که تو این دوره سخت ، بتونیم درست باشیم و درست زندگی کنیم .اول بگم که شیراز ، از نظر حجاب و حیا چه برای دختر و چه برای پسر اصلا اوضاع مناسبی نداره بخصوص هرچه به بالای شهر بری ، اوضاع هم بدتر می شه !!اوضاع طوری می شه که روسری برای دختر دیگه معنایی نداره ، بارها دیدم که بعضی از دخترخانم ها ، بدون ر
خب ما همدیگر را زیاد نمیشناسیم. فقط به همدیگر احترام داریم و باور داریم. اما میدانم یکبار به نامزدش گفته بوده «این پیراهن را بخری؟ مگر اینکه من مرده باشم!» قضیه‌ی پیراهن (که شاید به نظرش زیادی برهنه بوده) کلا ۲ دقیقه طول کشیده بود و با شوخی و خنده طرفین رفع شده بود. اما من بعد از شنیدن داستان شوکه شده بودم. فکر می‌کردم این داستان یعنی عقیده دارد مرد میتواند طرز پوشش همسرش را کنترل کند. من با نگاه جنسیت‌زده کنار نمیایم. دیشب که بهش زنگ زده بودم
روزی روزگاری در هالیوود، یک کارگردانِ پودوفیلیایی بود که روزها منتظرِ دیدنِ فیلمِ جدیدش بودیم و نتوانستیم تحمل کنیم و نسخۀ پرده‌ای آن را دانلود و تماشا کردیم.
یک فیلمِ بدونِ کشش همراهِ تخریبِ هیپی گَری  و شخصیت بروسلی با خشونت‌های مسخرۀ غیر واقعی و کلیشۀ تغییر تاریخ که نظیرش را در حرام‌زاده‌های لعنتی دیدیم.
در حمایت از کارگردانِ یهودیِ لهستانی، رومن پولانسکی و آکنده از تصاویر پاهای برهنه و سبکِ همیشگیِ کارگردان بیماری که در جشنواره ف
زندگی تنها دو بُعد دارد:
سیاست و دیانت.
و تو یا در این بُعد هستی و یا در آن بُعد.
اگر با دیانت نباشی، پس الزاماً سیاستگر خواهی بود. شاید رسماً در کار سیاست نباشی، ولی سیاستگر هستی. و سیاست خودش را به راه های گوناگون نشان می‌دهد. شاید تو با همسرت سیاستگر باشی: تو سلطه گر هستی و او سلطه پذیر. و شاید با فرزندانت سیاستگر باشی: تو مستبد هستی و آنان باید از تو پیروی کنند. و شاید در اداره سیاستگر باشی: تو رئیس هستی و سایرین بنده ی تو. و شاید در فکر انباشتن
اگر تا به حال به برنامه هایی که دشمن برای شهرهای مذهبی تدارک دیده شک داشتیم، آن چه که در ورزشگاه کربلا اتفاق افتاد می تواند ما را به توطئه های فرهنگی دشمن، مطمئن سازد.
با طرفداران لیبرالیسم که حرفی نیست؛ اما مذهبی هایی که گاه روشنفکربازی در می آورند و برای به دست آوردن دل آن وری ها تیر و ترکشی هم نثار امثال علم الهدی می کنند باید به خودشان آمده و قدر این عالم شجاع و مدافع حریم امامت را بیشتر بدانند.
کربلا اگر علم الهدی داشت جوار امام غریبمان ع
دو جلسه غیبت داشتم. مرا در سالن انتظار دید و گفت «سلام! چه عجب از این طرفا!» لبخند زدم. ما را به داخل کلاس فرا خواند. روی صندلی نشستیم و منتظر ماندیم تا مربی عزیزمان به کلاس بیاید. پشت میز نشست و رو به ما گفت: «بچه‌ها حس نمی‌کنین کلاس روشن شده؟!» ما به دیوار و سقف و لامپ‌ها نگاه کردیم. سپس با چشمانی متعجب به مربی نگاه کردیم. به من اشاره زد و گفت «آخه ایشون امروز تشریف آوردن!!» همگی زدیم زیر خنده. من از همه بلندتر خندیدم. مگر می‌شود که این مربی را
دکتر بازی در کودکان و نحوه بازی با کودک – زمان مطالعه 4دقیقه.
نحوه برخورد با دکتر بازی کودکاننحوه برخورد با این بازی ها چگونه است و چه زمانی باید نگران بود؟
بازی های وانمودی در کودکان پیش دبستان بسیار رایج هستند.
یکی از رایج ترین این بازی ها نوعی است که معمولا با نام دکتر بازی در کودکان شناخته می شود که در واقع نوعی تجربه و آزمایش کردن در کودکان است.
البته استفاده از این اسم ها نمی تواند اهمیت اتفاق افتادن برخی مسائل را کم کند، مثل نشان دادن ا
چطور فرش با اندازه ی مناسب انتخاب کنیم؟
انتخاب فرش با اندازه مناسب همیشه یک چالش بوده است ، یا خیلی بزرگ می شود یا خیلی کوچک! ما امروز به شما کمک خواهیم کرد تا بهترین فرش از نظر اندازه را انتخاب کنید و فرقی هم ندارد که فضای شما بزرگ یا کوچک باشد. با نکاتی که امروز به شما آموزش خواهیم داد به خوبی می توانید بهترین فرش را انتخاب کنید
. فرشی مناسب و مورد علاقه ی خود انتخاب کرده اید که به دکوراسیون خانه می آید و شما عاشق طرح و مدل آن هستید و برای پا بر
کلیک کنید
2
[ T y p e h e r e ]
همسایهی پری
"فصل اول"
به نام پرودگاری که خالق زیبایی هاست
این رمان برگرفته از تخیلات من نا نویسنده است وهر گونه تشابه اسمی
کاملا تصادفی میباشد.
نگاهی به انبوه کتابهای کنار دستش انداخت، ریاضی ، فیزیک، جبر
هندسه ،پری نازبا خود اندیشید، خدایا چرا این هندسه ی کوفتی توی سر
من نمی ره؟!.روی اولین پله ی ایوان نشست و پاهای برهنه اش را برروی
دومین پله ی داغ و تب دار گذاشت . بی حوصله موبایلش را برادشت و
نگاهی به صفحه ی شکسته شده . دک
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش در
شتر مرغ بدون شک بزرگترین پرنده زنده جهان است. نرهای بالغ 2/4 متر قد دارند و وزن آنها بیش از 100 کیلوگرم است.  شترمرغ ماده کمی کوچکتر است شترمرغ ها پرنده های بی پرواز هستند ، از نظر اندازه بدنی بالا و کاهش اندازه بال آنها باعث عدم توانایی پرواز می شوند. آنها یک گردن بلند ، پاهای برهنه بلند و دو انگشت پا دارند. پاهای محکم آنها به آنها اجازه می دهد در صورت لزوم تا 70 کیلومتر در ساعت و حرکات تا 8 متر حرکت کنند. عضلات گردن و ران به خوبی توسعه یافته و بدون ج
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش در
استاندار مازندران حدود بیست روز بعد از حادثه سیل، مدیران کل ادارات را به مناطق سیل زده برد تا از نزدیک با مشکلات مردم آشنا شوند.
مجمع نمایندگان طلاب بابل از قم پیام صادر کرده و این رفتار استاندار را مورد ستایش قرار داده و از آن تقدیر به عمل آورده است.
با گذشت چهل سال از عمر انقلاب و تجربه مدیرانی چون مهندس مهدی باکری که با پای برهنه به کمک مردم سیل زده شهرش می شتافت؛ حالا از انجام وظیفه ذاتی مدیران هم به وجد می آییم!
کاش مجمع نمایندگان طلاب، پی
  حجاب از نظر پیغمبر (ص)
حضرت رسول خدا (ص) در ضمن گفتارى فرمود: دو دسته اهل دوزخ هستند و حتى بوى بهشت (که تا پانصد سال راه به مشام مى رسد) به مشام آنها نخواهد رسید.1 - ستمگرانِ تازیانه به دست که با تازیانه مردم را بى خودى مى زنند.2 - زنان بدحجاب و برهنه اى هستند که با زرق و برق ، خود را به مردم نشان داده و هوسهاى آنها را به سوى خود جذب مى کنند، موهاى سرشان همچون کوهانهاى شتر سبکسر عربى است .و فرمود: زنى که از خانه اش در حالى که خود را آراسته و بزک کرده و ع
خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم / سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
شب و روز می بکوشم که برهنه را بپوشم / نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم
علمی به دست مستی دو هزار مست با وی / به میان شهر گردان که خمار شهریارم
به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشاید / چه شکار گیرم آن جا که شکار آن شکارم
دهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجد / فر و نور مه بگوید که من اندر این غبارم
به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد / که نهان شدم من این جا مکنید آشکارم
شتر است مرد عاشق سر
روزها، حکم سرداری بود و شب ها حکمِ اصغر قزاق. این بار لباس قزاقی کار سازتر بود. دوسیه برای مردم می دوزند. داغ و درفش و موش و گربه بازی و واق واقِ سگ و پاچه گیری و سر دیفال، مثل شغال روی دو پا می نشست و پَروار می شد. تا خبر رسید. مثل برق و باد. مثل اَلو. تو باغ استانداری باید قزاق ها، مواجب بگیرها و هر چی بود و نبود با زنان شان، سر برهنه بروند. قصابِ قزاق، غیض کرد و زن و بچه شو فرستاد به جایی که دست گرگ نرسه. خودش افتاد به تویِ چاه شغاد! در هولی شَم، تخت
شتر مرغ بدون شک بزرگترین پرنده زنده جهان است. نرهای بالغ 2/4 متر قد دارند و وزن آنها بیش از 100 کیلوگرم است.  شترمرغ ماده کمی کوچکتر است شترمرغ ها پرنده های بی پرواز هستند ، از نظر اندازه بدنی بالا و کاهش اندازه بال آنها باعث عدم توانایی پرواز می شوند. آنها یک گردن بلند ، پاهای برهنه بلند و دو انگشت پا دارند. پاهای محکم آنها به آنها اجازه می دهد در صورت لزوم تا 70 کیلومتر در ساعت و حرکات تا 8 متر حرکت کنند. عضلات گردن و ران به خوبی توسعه یافته و بدون ج
دلم گرفته همچو ابرهای باردار تو
که با تو گفتگو مراست
به کوهپایه‌ها کسی نمانده تا غمی به پیش او برم
به من بگو که آشیانه عقابها کجاست
به تنگ در نشستم به چند؟
شب برهنه، بی‌ستاره ماند
نگاه و دست ما تهی
سکوت سوخت ریشه‌های حرف سبز گشته را
بگو بگو که گاه گفتن تو در رسید
تو با زبان شعله‌ریز واژه‌های سنگی‌ات بگو
که سخت‌تر شبی است
که سردتر شبی است از شبان دیرپای ما
بگو، دهان ز گفت و گو مبند!
بخشی از شعر با دماوند خاموش - سیاوش کسرایی
...آقای مدیر صورت سرخ شده اش را گردشی داد به جانب من و گفت:آقای ابراهیمی!کلاس شما دزد دارد.
جواب دادم:آقای مدیر !همه جا دزد دارد.دزد فرزند احتیاج است.اگر کلاس من دزد دارد؛مدرسه شما فقیر دارد آقای مدیر.و چیزی شرم آور تر از فقر نیست.برای پوشاندن دستهای فقر،دستکش ها گم میشوند.و برای پوشاندن گردن های برهنه فقر، شالگردن.
مدرسه شما شاگردهای گرسنه دارد.
کسانی سر کلاس من درس میخوانند که در بیست و چهار ساعت یک وعده غذای بسیار بد میخورند.من این را به دقت
«بسم الله الرحمن الرحیم»
سلام علیکمبنده مدیر "شبکه جهانی اربعین مهدوی" به اطلاع همه میرسونم که ما میخوایم همه گروه ها و کانالهای  خودمون رو در یک کمپین برای امام مهدی(عج) جمع کنیم. لطفا شما هم تا میتونین  اینکار رو انجام بدین. بنده فکر میکنم دیگه وقتشه که همه نعلین خودمون رو در آوریم سراسیمه و پا برهنه به سمت امام و  به سمت خدا بدویم
لطفا همگی شما هم  به این لینک تشریف بیاورید
✅ " کمپین  بین المللی امام مهدی(عج)":  بجهت ایجاد یک همدلی بین الملل
 
 
یا رادَّ قَد ما فاتَ....
ای بازگرداننده ی از دست رفته ها
(دعای مشلول)
 
ما را یاری کن تا دوباره و دوباره به مسیری که انتهایش تویی بازگردیم.
 
#من گریه میریزم به پای جاده ات،تا
آیینه کاری کرده باشم مقدمت را
آقا نماز جمعه ی این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما
 
طبق معمول آب گرم را باز کردم تا حمام گرم شود. رفتم که حوله‌هایم را بردارم؛ یکی برای خشک کردن بدن و دیگری که در واقع یک تیشرت نخی‌ست و موهایم را با آن خشک می‌کنم. خودم را توی آکواریوم خالی و خاموشِ اتاقِ تاریک دیدم. دست‌هایم را ضربدری از سمت جلو بردم و تیشرت و تاپم را درآودم. جدی کرونا آمده ایران؟! جدی این ویروس جهانی‌ست؟! جدی ما داریم چنین شرایطی را تجربه می‌کنیم؟! خودم را توی آینه نگاه کردم. ایکاش شانه‌هایم کمی پهن‌تر بود. چند تار مویی که ت
طبق معمول آب گرم را باز کردم تا حمام گرم شود. رفتم که حوله‌هایم را بردارم؛ یکی برای خشک کردن بدن و دیگری که در واقع یک تیشرت نخی‌ست و موهایم را با آن خشک می‌کنم. خودم را توی آکواریوم خالی و خاموشِ اتاقِ تاریک دیدم. دست‌هایم را ضربدری از سمت جلو بردم و تیشرت و تاپم را درآودم. جدی کرونا آمده ایران؟! جدی این ویروس جهانی‌ست؟! جدی ما داریم چنین شرایطی را تجربه می‌کنیم؟! خودم را توی آینه نگاه کردم. ایکاش شانه‌هایم کمی پهن‌تر بود. چند تار مویی که ت
متن آهنگ:
آی دختر بندر که چشاش شهره ی شهرهرقص بندریم خیلی قشنگه پای برهنهبچه محلمون دنبالتن هی نیا عشقههی تو که ما رو کشتی با ناز و کرمشههله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانمن عاشقتم بچه ی آبادانهله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانواست عروسی مو میگیروم کل آبادان
♪♫♪تورو دوست داروملیلیعاشقت شدومخیلیتورو دوست داروملیلیعاشقت شدومخیلیآ.. لیلی لیلی لیلیعاشقت شدوم خیلیلیلی لیلی لیلیعاشقت شدوم خیلیهله هلی هلی هلی هلیدان دان و دان دانمن عاشقتم
چشمایش را که باز کرد تاریکی خزید توی چشمهایش. سرش را بلند کرد و دنبال ساعت روی دیوار گشت .سرش به چیزی خورد و تق صدا داد لابد باز نامزدش وسایل را  بالای تخت چیده بود،روی دستانش احساس سنگینی و درد میکرد. تمرکز کرد به نظر میرسید در حال حرکت است مثل وقتی که توی ماشین بود.خواست پاهایش را دراز کند که دوبازه صدای تق آمد پایش به چیزی خورد .با خودش زمزمه کرد "این کار جیمی نیست من کجام؟ شبیه صندوق عقب ماشینه..."
یادش آمد بعد از مهمانی خیلی مست بود و رفته بود
 
 
 
 
 
دخترک دوید سمت مادرش و گفت: مامان، ببین پسر عمو اذیت میکنه.مادرش همین که چشمش به دست نامحرم افتاد که شانه دخترش را می کشد با نارحتی گفت: خجالت نمی کشی آقا مهران دخترم دیگه به سن تکلیف رسیده.
مهران بیچاره که توقع شنیدن سن تکلیف رو نداشت گفت: من از کجا میدونستم که ریحانه به این سن رسیده؛ در ضمن این چه جور تکلیفیه که بلوز و شلوار پوشیده و سرش هم تقریبا برهنه است؟ریحانه گفت: دیدی مامان، گفتم چادر بپوشم هی میگی نه نمی تونی جمع کنی اگه میذاشت
نفس زنان: «جماعت رعیت در همراهی کم بودند، لشگریان و سپاهیان هم پیوسته اند و...» بر پیشانی می زند: «خنجرهاست که دست به دست می شود برای پاره کردن چرم کفش ها... به قاعده مجانین سبقت می گیرند از هم در برهنه کردن پا و شمشیر کنار انداختن و از اسب به زیر آمدن و همراهی کردن...» 
اضطرابش، دلم می آشوبد: «چرا خیال گره می زنی به واقعه؟! خودمان که از همین ایوان مشرف به خانه ابوالحسن، دیدیم که...» 
فضل میان کلامم و عصبی: «چه دیدید؟ دیدید که همه مرو یک آهنگ، مسحور و
خاطره یکی از همرزمان شهید مدافع حرم محمود مراداسکندری وارد سوریه که شدیم برای عرض ادب به بارگاه حضرت زینب و حضرت رقیه سلام الله علیهما رفتیم. بعد از آن هم در محل خود مستقر شدیم. روز بعد برای شناسایی محیط پیرامون حرکت کردیم. چند قدم که رفتیم دیدم محمود پوتین هایش را از پا درآورد و با پای برهنه به راه افتاد. مدام می پرسیدیم چرا این کار را انجام میدهی آقا محمود؟ هنوز چند متری بیشتر نرفته بودیم که دیدیم نشست و شروع کرد به گریه . هر چقدر اصرار میکرد
چند سال پیش، پای سخنرانی حاج آقا عالی نشسته بودم. حکایتی را روایت کرد که هنوز هم که هنوز است در ذهنم زنده است. می گفت روزی حضرت صادق از کوچه ای عبور می کرد. در جهت مخالف او، سید حمیری که شاعر بود، می آمد. منتهی ... با کوزه ای شراب در دست. مرد، ترسید. احساس خجالت کرد. سرش را چرخاند تا با امام رو به رو نشود. امام صدایش زد. مرد نمی دانست چه کند. شرمسار راه ِ امام را پیش گرفت. سلام کرد. امام پرسید در کوزه چه داری ؟ مرد دستپاچه شد. نمی توانست بگوید شراب. گفت
در حال فرار کردن بود،فرار از ساختمان متروکه و مرموزی به اسم مدرسه شبانه روزی.از آن جا،نفرت زیادی داشت و وقتی داخل مدرسه بود،نفس کشیدنش برایش سخت می شد.معلم هایشان را مثل جادوگرانی مشکوک و عجیب و غریب می دانست،با چین و چروک های روی صورت معلم ها،چهره خوفناکی به وجود می آورد.
مدیر مدرسه،آن را غول مخوف می دانست،انگار این غول وحشت میخواد همه دانش  آموزان این مدرسه،مخصوصا آن دخترک را به عنوان غذا،میل کند!
فضای قدیمی و هولناک،دلش را میگرفت و نمیت
 
...عَنْ مُدْرِکِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
«الْإِسْلَامُ‏ عُرْیَانٌ‏ فَلِبَاسُهُ‏ الْحَیَاءُ وَ زِینَتُهُ الْوَقَارُ وَ مُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ وَ عِمَادُهُ الْوَرَعُ وَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ‏.»
 الکافی، ج‏۲، ص۴۶
 
از امام صادق از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهما) نقل شده است:
«اسلام، برهنه است!
پس لباسش، حیاست،
ز
{از عاشورا تا ظهور - شماره 40}
 
از اسرار زیارت ناحیه مقدسه
 
... سلام ...
"سلام" نام خدا و زمزمه ی بهشتیان است. "سلام" کم کردن فاصله و نشانه ی نزدیکی قلب است؛ به همین خاطر در طلیعهٔ همه ی زیارات «سلام» آمده است.
اما تعداد سلام های وارد شده در این زیارت از غالبِ زیاراتِ دیگر بیشتر است! زیارتی با بیش از یکصد سلام:
سلام بر ملائکه/ سلام بر انبیاء؛ که نام ۲۳ تن از پیامبران آورده شده/ سلام بر امامان و اولیاء/ سلام بر فاطمه زهرا/ سلام بر روحِ زیارت؛ حضرت سیدال

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گذر عمر رسانه ایرانی ماینکرافت کیک خانگی لنزیرو - دنیایی به وسعت عکاسی دلفین وبلاگ فروشگاه ویساشاپ جوملا فارسی | اخبار و اطلاعیه‌های جوملا تحلیل عملکرد مرکز امداد مشتریان سُــــــورمه ای. فروش عمده کارتخوان سیار و بیسیم